|
|
|||
|
|
|||
|
|
|||
|
|
|||
|
آموزش مجازي [1] و ضرورت بكارگيري ابزارهاي نوين فناوري اطلاعات در جهت ارتقاء كيفيت آموزش
|
|||
|
مقدمه از ميان تعاريف مختلفي كه براي واژه آموزش وجود دارد، آنچه كه از مفهوم جامعتري نسبت به ساير تعاريف برخوردار است، اينگونه بيان ميشود: «هنر و علم فراگيري و استفاده از دانش». به عبارت ديگر، اينكه چه چيزي آموخته ميشود به تنهايي ملاك نيست، بلكه چگونگي استفاده از دانش فراگرفته شده نيز شرط است. در مقايسه با سبكهاي آموزش سنتي، به نظر ميرسد كه شيوههاي منشعب از آن – ظهور سيستمهاي آموزشي مبتني بر اينترنت- نزديكي و همگوني بيشتري با تعريف فوق الذكر از آموزش داشته باشد. اين استنباط بيشتر از آن جهت مصداق دارد كه اينگونه دانشهاي تخصصي از يكسو جنبه گستردهتري داشته و از سوي ديگر، موارد استفاده سريعتر و علميتري را با خود به همراه آوردهاند. وضعيت علمي و اقتصادي سازمانها و شركتها و حتي ملتها كم كم به جائي رسيده است كه جستجو و پذيرش راههاي نوين ياد گيري به صورت يك اجبار در آمده است. رشتههاي مختلف علوم و فنون كاملا تخصصي شدهاند و تازههاي جديد علمي نياز به آموزش دائم حين خدمت كارمندان و كاركنان سازمانها و صنايع را الزامي ساخته است. آموزش يافتههاي جديد علمي به پرسنل و كارمندان باعث افزايش قابل ملاحظه بهرهوري آنان و نهايتا افزايش بهرهوري كل سيستم گرديده و مديران مؤسسات و سازمانها به خاطر سود بيشتر هم كه شده اجبارا به آموزش فنون و مهارتهاي جديد گردن نهادهاند. اما آيا تحمل هزينه گردآوري افراد در يك فضاي بسته به اسم كلاس و صرف زمان و هزينه براي آموزش آنان بازخورد و نتيجه مورد استفاده را براي سازمان بر ميگرداند؟ و آيا راههاي بهتري براي انتقال اطلاعات جديد به افراد در بهترين و مناسبترين زمان وجود ندارد؟ و از سويي ديگر با گسترش دامنه علوم و نياز روزافزون به آموزش آيا روش سنتي گذشته پاسخگوي شرايط بوجود آمده ميباشد؟ پيشرفتهاي اخير در زمينه فناوري اطلاعات و ارتباطات، سازمانها و شركتها را به اين نتيجه رسانده است كه راههاي ديگري نيز براي بهبود امر يادگيري و ياد دهي و نيز دسترسي بهتر به اطلاعات وجود دارد. ارتباط با اينترنت و محيطهاي نرم افزاري جمعي و مشاركتي سبب گرديده تا موج جديدي از ابزارهاي ياد دهي ايجاد گردد. اين نسل جديد تكنولوژي نه تنها باعث افزايش بهرهوري آموزشي ميشود بلكه تغييري كيفي در خود فرايند يادگيري را نيز باعث ميگردد. از سويي ديگر طبيعت دائما در حال تغيير سازمانها و نوع كار آنها بويژه كوچك شدن بدنه دولت و حذف امور تصدي گري از آن و حركت كلي نظامهاي اقتصادي سازمانها به سمت يك اقتصاد مبتني بر اطلاعات باعث گرديده تا سازمانها نياز به كاركناني داشته باشند كه سريعا انعطافپذير باشند و يادگيري استفاده از تكنولوژي جديد در آنها بسيار سريع رخ دهد. در روش سنتي ابتدا فراگير آموزش داده شده و سپس آموختههاي وي بكار گرفته ميشود. ولي در دنياي كنوني سازمانها در تلاشند امر ياد دهي، يادگيري و بهرهوري را به هم مرتبط سازند و به همين جهت سازمانهاي پيشرو در اقتصاد مبتني بر اطلاعات، دانش و آگاهي با بكارگيري فناوريهاي نوين اطلاعات و ارتباطات، امر ياد دهي را بصورتي بهرهورتر در آوردهاند و لازم است اين اتفاق در جامعه ما نيز رخ دهد. در كمپانيها و مؤسسات بزرگ دنيا، آموزش متمركز اكنون به سمت آموزش توزيع شده سرموقع و هنگام نياز [2] هدايت ميشود اين گرايش باعث افزايش انعطافپذيري، درك بهتر و هزينه كمتر ميگردد. همگرايي تكنولوژي جديد و روشهاي ياد دهي مدرن سبب شده است تا تمام شيوههاي متداول استفاده از تكنولوژي اطلاعات در دهه گذشته از جمله تعليم به كمك كامپيوتر به خاطر متدهاي سنتي آموزش زير سئوال بروند و روشهاي جديدي براي يادگيري كشف گردند. نفوذ تكنولوژي كامپيوتر و ارتباطات به داخل كلاسهاي درس در كشورهاي پيشرفته باعث گرديده تا رابطه بين معلم و دانش آموز از اساس دگرگون شود و معلمين به جاي ايفاي نقش يك رهبر كاملا آگاه و واقف به همه چيز، در نقش يك راهنماي توريست ظاهر شود و فقط روش كاوش در سرزمين اطلاعات را به دانش آموزان نشان دهد. در مدارس جديد دسترسي به اطلاعات راحتتر و سريعتر صورت ميگيرد و دانش آموزان آنچه را كه ميخواهند خودشان پيدا ميكنند و هر كس مسئوليت يادگيري خود را خودش به عهده ميگيرد. در مدارس جديد معلم كنار دانش آموزان مينشيند و به همراه آنها وارد كامپيوتر شبكهبندي شده ميگردد و نحوه دسترسي به اطلاعات مورد نياز را تجربه ميكند. در اين صورت دانش آموز ديگر به صورت يك گيرنده غيرفعال و انفعالي عمل نميكند بلكه با اشتياق و علاقه دروني با توجه به نقاط ضعف و قوت خويش مسير يادگيري بعدي را خود تعيين ميكند. به كمك ابزارهاي نرم افزاري و سخت افزاري همچنين كار گروهي و مشاركتي و پست الكترونيك [3] دانش آموزان نحوه كار تيمي را ياد ميگيرند و به جاي انجام انفرادي تكاليف مشقهاي خود را در محيطي گروهي و كاملا متفاوت با روش سنتي انجام ميدهند. در مدارس مدرن معلم نميتواند از همه چيز مطلع باشد و لذا با اتكا به متخصصين و خبرگان موجود روي شبكه به صورت يك راهنما عمل ميكند، دانش محصلين نيز ديگر چيز ثابت و از پيش مشخصي نيست كه از روي كتابها و دست نوشتههاي قالبي و بي روح به آنها منتقل شود بلكه دانشي است پويا و ديناميك كه به يمن ارتباط با شبكه و نرم افزارهاي نشر در لحظه [4] تازه ميشوند. عوامل كليدي موفقيت در آموزش مجازي
تعريف آموزش مجازي منظور از آموزش مجازي آموزش افراد با استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات است. يك سيستم آموزش مجازي محيطي مجازي فراهم ميكند تا فراگير بدون نياز به حضور ياد دهنده بتواند مطالب را فراگيرد. آموزش مجازي نوع جديدي از آموزش است كه در آن نيازي به حضور دانشجويان در كلاسهاي برنامه ريزي شده نيست. در واقع يك محيط آموزشي مجازي در شبكه است. موضوعهاي درسي چنان طراحي شدهاند كه دانشجويان را به بهترين وجه راهنمايي كنند چون آنها در كلاسهاي درس شركت نداشته و از حضور مستقيم استادان بهره نميبرند. سوالي كه ممكن است پيش بيايد اين است كه تفاوت آموزش مجازي با نرم افزارها و سيديهاي كمك آموزشي موجود چيست؟ در جواب ميتوان گفت كه آموزش مجازي مقولهاي فراتر از نرم افزارهاي كمك آموزشي است. از جمله اين تفاوتها ميتوان به ايجاد محيط مجازي، به روز بودن مطالب، ارتباط نزديك و متقابل فراگير با آموزش دهنده، قابليت مديريت و برگزاري دورههاي آموزشي، و … اشاره كرد. در روش on Line همه چيز از طريق شبكه هدايت ميشود كه شامل حضوردر كلاسهاي گفتگو و دسترسي به يادداشتهاي نمونه و حتي ارتباط زنده با مدير سايت آموزش دهنده [8] ميباشد. در سيستم آموزش مجازي فراگيران ميتوانند از طريق پست الكترونيك و ساير امكانات شبكه از يكديگر سؤال بپرسند. اين بدين معني است كه بدون محدوديت زماني و مكاني فراگيران ميتوانند به مطالعه دروس خود پرداخته و حتي اگر دفعه اول كاملأ متوجه نكات مشكل درسي نشدند ميتوانند چندين بار آنرا مرور نمايند. مهمترين فوائد آموزش مجازي
در آموزش الكترونيكي، از موارد درسي on Line كه در ارتباط با بحث و گفتگو، اتاقهاي گفتگوي همزمان و پست الكترونيك و مدارك مربوط به رشتهها كه قابل انتقال [9] است، برخوردار ميشويد. اين روش تجربه يادگيري موفقي را براي شما بوجود ميآورد. زماني كه برنامه خود را از طريق شبكه دريافت ميكنيد اين اجازه را خواهيد داشت تا به دلخواه و بدون يك برنامه زماني ثابت و يا كلاس درس، به فعاليت بپردازيد. ميتوانيد با كنترل كامل از موارد درسي موجود با هر سرعتي كه مايليد، استفاده كنيد. پس ميتوانيد هر عنواني را هر اندازه كه دوست داريد مرور كنيد و يا از عناويني كه با آنها قبلا آشنا شدهايد، به سرعت بگذريد. براي هر برنامه، يك مدير آموزشي on Line كه در آن موضوع مهارت دارد، انتخاب ميشود. او مانند يك مدرس در كلاس درس است كه فرآيند يادگيري يك برنامه هفتگي شما را راهنمايي ميكند. و از طريق جلسات منظم با شما و دانشجويان ديگر ارتباط برقراركرده و به تمام سوالهايي كه اتاق بحث و گفتگو فرستاده شده، پاسخ ميدهد. اين پيغامها در اتاق گفتگو ثبت ميشوند تا اگر خواستيد دوباره به مرور آنها بپردازيد. كلاس درس مجازي كلاس درس مجازي بايد تداعيگر كلاس درس سنتي باشد، در كلاس درس معلم مطالبي را با توجه به سرفصل آموزشي و يا كتاب درسي مطالبي را ارائه ميكند، مثال ميزند، مسائلي طرح ميكند و دانش آموزان را به تفكر واميدارد. دانشآموز در صورتي كه مطلبي را متوجه نشد سؤال ميكند و معلم رفع ابهام ميكند در صورتي هم كه لازم بداند دوباره مطلبي را مرور ميكند. قبل از شروع درس سوالاتي راجع به مطالب جلسه قبل عنوان ميكند و در پايان هم تكاليفي به دانش آموزان ميدهد. و هر از چند گاهي يك آزمون برگزار ميكند و دانش آموز خود را و معلم دانش آموزان را در يادگيري مطالب گذشته محك ميزند. نحوه دسترسي به مطالب در سيستم آموزش مجازي ارائه مطالب به فراگير و يا گروهي از فراگيران ميتواند به يكي از صورتهاي زير باشد:
ارزيابي فراگيران در پايان هر دوره يا بخشي ار مطالب دوره و هر زمان مدير دوره لازم بداند، آزمون برگزار ميشود. برگزاري آزمون لزوما نبايد با روشهاي مجازي صورت گيرد بلكه به تناسب و بسته به شرايط ميتوان از آزمونهاي سنتي و يا تركيبي از آزمون سنتي و مجازي استفاده كرد. درصورت استفاده از آزمون مجازي، فراگيران در محيط مجازي به سوالات خود پاسخ داده و بعد از اتمام آزمون از نتيجه ارزيابي خود مطلع ميشوند. همچنين در صورتي كه به برخي از سوالات جوابهاي نادرست داده باشد راهنماييهاي لازم به وي صورت خواهد گرفت.
پي نوشت ها |
|||
|
|
|||
|
|
|||
|
|
|||
|
|
|||
|
|
|||
|
|
|||
|
|
|||