سايت YAHOO چگونه عمل مي كند؟

 

در آمد يا هو طي سال 1999 تا 2000 بيش از 110% افزايش پيدا كرد؛ مشتريان حدود 40% بيشتر شدند؛ امروزه، حاشيه سود شركت 86% ، دارايي فيزيكي آن 64 ميليون ونقدينگي 1/2 ميليارد دلار است. با اين تفاضيل هنوز برخي موفقيت يا هو را تصادفي مي دانند! بله! شانس مهم است؛ اما اگر چشم انداز، ديدگاه، مهارت، تخصص و سبك استراتژيك منابع انساني يا هو اينگونه نبود قطعا سرنوشت شركت گونه اي ديگر رقم مي خورد.

موسسين يا هو جري ينگ (Jerry Yang) و ديويد فلو (David Filo)، دو نفر فوق ليسانس مهندسي الكترونيك از دانشگاه استانفورد بودند كه در يك دفتر كار مشترك مقطع دكترا را شروع كرده بودند . شايد خنده دار باشد كه راه اندازي يا هو براي ينگ و فيلو حكم شوخي اي براي انجام دادن تز دكترايشان داشت. البته آنان هيچ گاه دكتراي خود را نگرفتند. در ابتدا ، اينترنت براي آنها نيز مثل ساير دانشجويان بخشي از زندگي روزمره در آمده بود . اين دو در 1993، مصادف با ورود نخستين نسخه Mosaic ـ يك Web Browser ـ تصميم به نوشتن نرم افزاري براي جابجايي، جايابي ، شناسايي و ويرايش مفاد تحت وب گرفتند؛ به گونه اي كه بتوان اين مفاد را بصورت موضوعي دسته بندي نمود. ينگ در اكتبر 1997 در مجله ماني (Money) اينگونه اظهار كرد : ما نمي دانستيم كه ارزش اين نرم افزار چقدر خواهد بود و تنها از نوشتن آن لذت برديم . اما از روز اول باور داشتيم كه پتانسيل خروجي ما بسيار بسيار عظيم است!. شايان ذكر است كه در ابتدا تنها دو نفر از دوستان آنها از اين سيستم استفاده مي كردند؛ ولي كم كم حرف آنها سر زبان ها افتاد و افرادي كه داراي Home page بودند، به آنها وصل شدند .

در اوايل سال 1995 مارك اندريسن (Marc Andreesen) ، يكي از مؤسسين شركت NC (Netscape Communicaion به ينگ و فيلو فرصت جابجايي فايل هايشان را به ابر كامپيوتر هاي شركت خود را داد. آنها از اين پيشنهاد استقبال كردند و بدين ترتيب شبكه كامپيوتري استانفورد نيز از يك بار ترافيكي رو به افزايش رهايي يافته ، به حالت عادي خود بازگشت. در آن دوران شركت هاي بزرگ بسياري مانند Netscape , Amirican On Line مي خواستند يا هو را بخرند اما پاسخ ينگ و فيلو به آنها منفي بود . آنها طي عمر خود هيچ گاه نخواسته بودند براي يك شركت بزرگ كار كنند. همچنين بر اين باور بودند كه كيفيت خدمات يا هو در صورتي افزايش پيدا مي كنند كه مستقل باقي بماند. بعنوان مثال آنها اصرار داشتند كه يا هو براي مشتريان نهايي مجاني باشد و اين در صورتي تحقق پيدا مي كند كه خودشان همواره، سياست گذار تعيين كننده باقي مي ماندند.

قدم بعدي پس از راه اندازي يا هو، موفق كردن آن بود. اين دو نفر از يك سو آگاه بودند كه به دانش تخصصي بيشتر و از سوي ديگر، علم مديريت بازرگاني نياز داشتند. آنها براي تدارك دانش تخصصي مورد نياز خود به متخصصين هوش مصنوعي روي آوردند و در مورد مديريت بازرگاني نيز براي پست مديريت عامل شركت شروع به مصاحبه با مديران حرفه اي كردند. در نهايت در سال 1999 آقاي تيم كوگل (Tim Koogle) را به عنوان مدير عامل برگزيدند.

اما حكايت هنوز باقي است . بخش اعظمي از موفقيت يا هو به سه سال اخير باز مي گردد . اين موفقيت بطور قطع عللي داشته، رموزي در پس آن نهفته است كه در دنباله به آنها اشاره شده است :

راز اول ـ درك قشر متوسط جامعه و پيام ايشان

ينگ و فيلو به عنوان پيشگامان راه اندازي نخستين موتور جستجو، هيچ گاه ارتباط خود را با مشتريانشان قطع نكردند. آنها همواره يا هو را براي مشتريان خود مجاني ارائه دادند و سعي كردند هزينه هاي خود را با تبليغات و جذب حاميان مالي پوشش دهند. نكته قابل توجه آن است كه براي شركت ها ، تبليغ در اينترنت بسيار جذاب تر از نشريات مكتوب است؛ زيرا با ورود به عرصه تجارت الكترونيك، اينترنت تنها ابزار تبليغاتي داراي امكان تعامل همزمان و مستقيم با مشتري مي باشد. پرواضح است كه براي بهره گيري از چنين فرصتي مي بايست بر روي افزايش تعداد كاربران ياهو سرمايه گذاري كرد و هر چه بيشتر اقدام به جذب ايشان نمود. به قول ينگ بزرگ بودن تعيين كننده نيست بلكه سريع  بودن و نوآور بودن مطرح است براي گرفتن بهترين جا بايد زود رسيد. در اين راستا شعار ياهو عبارتند از:

هميشه راههاي ديگري وجود دارد!!!

!You Always Have Other Option

راز دوم ـ اول انسانها سپس تكنولوژي

شايد جالب باشد كه بدانيد در بين موتورهاي جستجو ياهو معروفترين و خوشنام ترين است؛ اما از بدترين تكنولوژي برخوردار مي باشد. در جنگ بين موتورهاي جستجو، برنده شركتي نيست كه از بيشترين سرعت برخوردار باشد؛ بلكه شركتي است كه توانسته باشد بر قلب و ذهن كاربران چيره شده باشد. كوگل بيشترين تاكيد شركت را بر شناسايي راههايي براي هرچه آسانتر و جذابتر ارائه دادن خدمات به كاربران مي داند. در اين راستا حتي مكانيزم هاي دسته بندي ياهو نيز توسط افراد طراحي شده است، نه توسط الگوريتم هاي كامپيوتري. خلاصه اينكه شايستگي اساسي (core competency) ياهو مردم- محور (people-focused) بودن آن است. و تجربه نشان داده است كه بهترين راه نيز همين است.

راز سوم ـ ايجاد اجتماعات محلي در دهكده جهاني

اينترنت يك محيط جهاني است و يا هو نيز با ايجاد سايت هاي محلي كم كم شروع به گسترش در سطح جهاني نمود . اين سايت هاي محلي با 50 سايت براي 50 ايالت مختلف شروع به فعاليت نمودند، سپس يا هوي ژاپن، يا هوي اروپا و يا هوي چين فعاليت هاي خود را آغاز نمودند. اين سايت هاي محلي با تمركز بر مخاطبين خاص به تدريج رشد كرده، موجب برقراري ارتباطات لازم در دهكده جهاني شدند.

راز چهارم ـ ارائه دلايل متعدد براي بازگشت مجدد

قابليت انطباق با نياز هاي مشتريان ـ بالاخص جوانان، تجار و بازرگانان ـ يكي از دلايل اصلي موفقيت يا هو بوده، ترافيك استفاده از خدمات شركت را نسبت به ساير رقبا غير قابل مقايسه نموده است. از سوي ديگر نه تنها دفعات ارجاع كاربران به سايت يا هو از تمامي موتورهاي جستجوي ديگر بيشتر است، بلكه مدت زمان صرف شده در آن نيز در صدر قرار دارد. در اين راستا ينگ چنين اظهار مي دارد: ما به رايگان نگه داشتن يا هو متعهد هستيم و در عين حال مصرانه خواهان افزايش خدمات ارائه شده به مشتريان نهايي خود مي باشيم.

راز پنجم ـ همكاري با بهترين ها

يا هو ماموريت خود را بدين گونه تعريف كرده است: يا هو مي خواهد بهترين خدمات ممكن روي وب را به كاربران خود ارائه دهد. در اين راستا كوگل مي گويد: ما از اوان تاسيس يا هو به مشاركت جهاني با تامين كنندگان راهبر بازار در زمينه هاي تكنولوژي، مفاد، خدمات بازرگاني و خدمات ارتباطي اصرار داشتيم و داريم. پرواضح است كه كه براي تعريف همكاري بين بهترين ها بايد براي طرفين سودمندي متعامل وجود داشته باشد؛ بگونه اي كه استقلال سازماني هر يك حفظ شده ، در كوتاه مدت براي هر دو طرف ارزش افزوده ايجادشده، ساير درب ها بر روي فرصت هاي ديگر نيز همواره باز باقي بماند. به عبارت ديگر دو طرف بايد به هم نياز داشته باشند و همكاري بين آنها براي هيچ يك از طرفين محدوديت ايجاد نكند. ارتباطات تجاري به منزله ازدواج است و موفقيت در آن در قاليت دو طرف براي تغيير فاز از انديشيدن به من و انديشيدن به ما مي باشد. لازمه اين قابليت هشت عامل: وجود شايستگي فردي در هر يك از طرفين، اهميت استراتژيك همكاري براي هر دو، نياز به يكديگر، سرمايه گذاري بر روي يكديگر، باز بودن اطلاعات، يكپارچگي و قابليت همكاري، وضوح مسئوليت ها و ارتباطات و در نهايت همدلي و اعتماد است.

مشاركت بحث تازه اي در دنياي تجاري نيست؛ اما اكنون تبديل به يك لازمه شده است. حقيقت آن است كه امروزه شركت ها ـ چه كوچك و چه بزرگ ـ نمي توتنند راه را به تنهايي طي كنند؛ چرا كه تقاضا و انتظارات مشتريان رو به افزايش است و حتي نمي توان فكر تكروي را به سر راه داد. يا هو نيز از اين قانون مستثني نيست و از استراتژي مشاركتي خود همواره بهره مند بوده است و در آينده نيز به اين استراتژي به عنوان يك استراتژي محوري و تعيين كننده توجه دارد.

راز ششم ـ خريد نيازمندي ها

يا هو در سه سال اخير از چهارده شركت مختلف خدمات گرفته است و به ازاي هر يك به نتايج مثبت ملموسي براي شركت و سهامداران آن دست يافته است. اين شركت متناسب با زمينه كاري خود، همواره براي نرم افزارهاي جديد چشم تيز بين داشته، مادام كه وارد بازار مي شوند، آنها را خريداري و امتحان مي كند.

راز هفتم ـ ارتقاء نام شركت

شايد بتوان گفت مهمترين عامل موفقيت يا هو، نام آن شركت است و مؤسسين آن نيز به اين موضوع واقف بوده اند؛ به گونه اي كه وقتي ايشان در حال انتخاب مدير عامل براي شركت بودند، تعلق خاطر افراد كانديدا به نام يا هو برايشان بالاترين ضريب اهميت را داشت. براي ايجاد نام تجاري بايد همواره چشم انداز شركت در نظر باشد، رقبا همواره جلوي چشم باشند و سعي شود به بهترين نحو در مورد شركت صحبت شود. مي توان گفت كه تنها با داشتن نام تجاري است كه مي توان در چالش با محصولات رقيب پيروز شد، موانع ورود به بازارهاي جديد را پشت سر گذاشت، نيروي انساني كارآمد انساني جذب كرد، محصولات جديد را با قدرت به بازار عرضه نمود و خيلي ديگر...

راز هشتم ـ تبليغ، تبليغ و تبليغ

استراتژي بازار يابي موفق شركت همواره بصورت ”همه جا ياهو“ تعريف شده است. طبق نظر كوگل ايجاد ذهنيت، ارجح بر ارائه خدمات است. جالب آن است كه طبق قواعد سنتي بازاريابي، نام هاي تجاري قدرتمند يك شبه ايجاد نشده اند. كوكاكولا و والت ديسني چند دهه بر روي خود سرمايه گذاري كرده اند تا به جايگاه مطلوب برسند. اما ياهو نشان داد كه اين قائده امروز شكسته شده است و توانست در عصر تبليغات مجهر به استراتژي ”همه جا ياهو “ بر روي موج موفقيت سوار شود و با تبليغ در تلويزيون، روزنامه، مجلات، آسمان، زمين، بهشت، جهنم و از همه مهمتر خود اينترنت براي كاربران خود ذهنيتي ايجاد كنند كه هر جا نام اينترنت به گوش مي خورد، نام يا هو به همراه آن باشد.

راز نهم ـ ايجاد فرهنگ سازماني پويا

ساختار سازماني يا هو كاملا مسطح است و تصميمات بصورت نامتمركز اتخاذ مي شوند. از سوي ديگر، مؤسسين جوان ياهو با آنكه از دانش اينترنتي بالايي برخوردار هستند، از همان ابتدا مي دانستند كه در مجموعه خود به نظارت بزرگسالان نيز نياز دارند. لذا مسئوليت مديريت شركت را به عهده نگرفتند. مديريت شركت نيز از همان اوان شروع كار خود همواره سعي بر تعريف، چشم اندازي كرده است كه علاوه بر به تصوير كشيدن آينده، افراد به به تهييج نيز در آورد؛ يعني هم چشم انداز كوتاه مدت و هم چشم انداز بلند مدت. كوگل مي گويد: وقتي امروز به چيزي دست مي يابيم عملا شايستگي افراد ارتقاء مي يابد. سپس وقتي چشم انداز را توسعه مي دهيم، افراد با اعتماد به نفس حاصل از شايستگي هاي كسب كرده، تلاش بيشتري براي آينده خواهند كرد.

راز دهم ـ ايجاد فرهنگ سازماني پويا

تجارت در دنياي كامپيوتر متغيرترين تجارت دنيا موجود است. يا هو بر اين امر واقف است كه تغيير در ذات اينترنت نهادينه شده، رو به افزايش است. لذا با توجه به سرعت پيشرفت، استقرار در نوك قله تكنولوژي با چالش هاي بسياري همراه است. چه كسي فكر مي كرد مي توان محصولات را رايگان به بازار عرضه كرد؟ يا هو اين كار راكرد و با اين كار تمامي رقبا را به عقب نشاند. به قول اسكات مكنيلي (Scott Mcnealy) مدير عامل شركت سان(Sun) ، يكي از مهم ترين نقاط ضعف مديران اجرايي فكر كردن و دوباره فكر كردن در مورد تصميمات است. بهترين تصميم، به موقع ترين تصميم است و بدترين تصميم بي تصميمي است. يا هو نيز همواره با تصميمات به موقع پيشتاز بوده است.

از سوي ديگر براي داشتن خون جوان در شركت ها بايد اعضاي جوان در سرنوشت خود دخيل نمود. امروزه شركت هاي كوچك خصوصي جايگزين شركت هاي بزرگ شده اند و يك استراتژي در اين راستا كنارگذاشتن كارفرمايان پيشين و كارفرماشدن است. اينجاست كه نا متعارف هاي پيشين كم كم متعارف مي شوند و شايد مي توان گفت نا متعارف ديگر ناپسند نيست.

در نهايت پس از راز گشايي، يك سئوال مطرح مي شود و آن اينكه :

?Do you YAHOO! Yet

! If you donot,you probably will.

 

انتخاب و تلخيص: حسين غفارپور