مقاله تحليل شاخصهاي كالبدي بافتهاي فرسوده (مورد مطالعه شهر نهاوند)

 

ميترا جوينده مهر كارشناس شهرسازي مسكن و شهرسازي استان همدان

 

Analysis of physical condition of Nahavand historic texture
Mitra Joyandeh Mehr


Abstract
Historic and old textures of Iran’s cities that in the most cases constructs basic and elementary center of those cities, are cultural and historic heritage of those cities, and their conservation, physical and functional rehabilitation is necessary and unavoidable. On the hand, the most of these textures, as the time passed, and unsuitable conservation and attention, are obliterated from view point of physical and functional dimension. Knowledge of physical and functional situation of these fabrics in order to their conservation planning and management, is one of the important and elementary actions. Historic fabric of Nahavand with about 66 hectare, that involves 17 district, is one of these textures that has been analyzed and assessed from view point of important physical indicators such as floor number, constructional materials, construction quality, land use, ownership condition and area of land lots. In order to performance of this research, the library-based and field-based needed data and information were collected, and has been analyzed using quantitative, analytic and descriptive methods such as frequency tables, proportion and percentage, graphs and classification methods, and results has been presented in form of classification maps.Results of this research show that firstly, physical condition of this case texture’s districts is variable, secondly, every district has different situation from view point of any indicator, thirdly, generally and with respect to all mentioned physical characteristics, no one of historic fabric’s districts have suitable situation, and districts of Kocheh Deraze, baghcheh Ali Bakhsh, Sardab, Ghal’eh, Pay ghal’eh, Golshan and Cheshmeh Ati Abad that are in north, east and eastern north parts of this area, have more unsuitable physical condition with respect to other districts and parts of this historic texture.

Key words: historic texture, obliterated texture, physical indicators, Nahavand
 



چکيده

بافتهای تاريخی و قديمی شهرهای کشور که در اغلب موارد هسته اوليه و اصلی آن شهرها را تشکيل می دهد، از يک طرف جزو ميراث فرهنگی و تاريخی آن شهرها محسوب شده و حفظ، بهسازی کالبدی و توانمندسازی عملکردی آنها اجتناب ناپذير می باشد و از طرف ديگر اغلب اين بافتها با گذشت زمان و عدم توجه و نگهداری مناسب، دچار فرسودگی و اضمحلال کالبدی و عملکردی می گردند. شناسايي وضعيت کالبدی و عملکردی اين بافتها به منظور برنامه ريزی و مديريت حفظ و نگهداری آنها از اقدامات اوليه و مهمی است که بايد صورت پذيرد. بافت تاريخی شهر نهاوند با مساحت حدود 66 هکتار و متشکل از هفده محله از جمله اينگونه بافتها می باشد که در اين تحقيق از لحاظ شاخصهای کالبدی عمده (تعداد طبقات، نوع مصالح ساختمانی، کيفيت ابنيه، عمر ساختمانها، وضعيت کاربری اراضی، نوع مالکيت و مساحت قطعات تفکيکی) مورد ارزيابی و تحليل قرار گرفته است.
برای انجام اين تحقيق، اطلاعات مورد نياز به صورت کتابخانه ای و ميدانی جمع آوری گرديده و با استفاده از روشهای کمی، تحليلی و توصيفی (جداول فراوانی، درصد، نمودار و روش طبقه بندی موريس) مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. و نتايج حاصل نيز به صورت نقشه های پهنه بندی وضعيت مطلوبيت ارائه گرديده است.
نتايج حاصل از انجام اين تحقيق نشان می دهد که اولاً وضعيت کالبدی محلات مختلف اين محدوده متفاوت بوده، ثانياً هر کدام از محلات از لحاظ هر يک از شاخصها نيز وضعيت متفاوتی داشتند و ثالثاً به طور کلی و با توجه به کليه مشخصه های کالبدی فوق الذکر، هيچکدام از محلات بافت تاريخی اين شهر وضعيت کالبدی مطلوبی نداشته و محلات کوچه درازه، باغچه علی بخش، سرداب، قلعه، پای قلعه، گلشن و چشمه عتی آباد که تقريباً بخشهای شمالی، شرقی و شمال شرق محدوده را تشکيل می دهند، وضعيت کالبدی به مراتب نامطلوبتری نسبت به ساير محلات و بخشهای بافت دارند.
واژه های کليدی: بافت تاريخی، بافت فرسوده، شاخصهای کالبدی، شهر نهاوند.


پيشگفتار

در دوره تحولات جديد شهرنشينی و مشکلات ناشی از آنها، مراکز و بافتهای تاريخی شهرها بيش از ساير نقاط شهری در معرض تأثيرات نامطلوب توسعه شهری قرار گرفته اند؛ چنانکه پيامدهای اين موضوع را در سيمای شهرهای تاريخی دنيا و بويژه شهرهای تاريخی ايران، به روشنی می توان ديد؛ تا آنجا که لزوم احيای ارزشهای بافتهای تاريخی در مسير تحولات جديد، ناگزير می نمايد (ابراهيمی کارگر شيرازی و عابدزاده، 1385، ص 50). کهنگی و قدمت بافتهای ياد شده از يک سو و بهره کشی شديد و بی علاقگی ساکنان و مالکان به نوسازی منطقه از سوی ديگر، به فرسودگی و فساد کالبدی، کاهش ارزشهای محله ای، افول کيفيت های فرهنگی، بصری، اجتماعی، اقتصادی و …، و حتی ويرانی بسياری از بافتها، تجهيزات و تأسيسات موجود در اين بخش از شهرها انجاميده است که در صورت عدم جلوگيری از آن، به مرگ و انهدام بافتهای ياد شده منجر خواهد گرديد. علاوه بر اين، وجود اين پديده، فساد کالبدی را به بافتهای مجاور نيز تسری خواهد داد. بافت های تاريخی و سنتی شهرها که می توانند به عنوان توجيه افتخارات گذشته، احراز هويت ملی و مردمی، ارضای احساسات خاطره برانگيز، حفاظت از افتخارات غيرقابل تکرار و …، مورد توجه قرار گيرند، به مکانهای فرسوده ای تبديل شده اند که افت زندگی اجتماعی، متروک و نيمه متروک شدن بناها، وجود مسکن نامناسب و ناايمن، نامتناسب بودن شبکه های دسترسی، کمبود يا فقدان تأسيسات و تجهيزات شهری و در مجموع، تنزل کالبدی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و …، به وضوح مشاهده می گردند (اسماعيل زاده، 1385، صص 66-65).
با توجه به موارد فوق الذکر و نظر به اينکه برنامه ريزی در هر زمينه ای مستلزم شناخت صحيح و دقيق آن موضوع می باشد و نحوة برنامه ريزی نيز به نحوة تحليل موضوع بستگی دارد، لذا در اين پژوهش، بافت تاريخی شهر نهاوند از لحاظ ويژگيهای کالبدی و کارکردی موجود مورد بررسی قرار می گيرد تا از قبل آن، برنامه ريزی های آتی احتمالی در مورد اين بافت براساس واقعيتهای موجود صورت پذيرد.


طرح مسأله و اهداف تحقيق

در تمام زمينه های برنامه ريزی، شناخت مرحله اول و اساسی محسوب می شود. زيرا برنامه ريزی برای يک موضوع و محدوده خاص بايد براساس شناخت از وضعيت موجود و گذشته آن موضوع و محدوده صورت گيرد. همچنين شناخت محدوده های نامطلوبتر و آسيب پذيرتر می تواند برنامه ريزان و مديران را در اوليت بندی برای انجام چنين برنامه ريزی هايي ياری نمايد.
بنابراين در اين پژوهش سعی گرديده است که ويژگيها، مشخصات و بطور کلی وضعيت کالبدی و فيزيکی بافت تاريخی و قديمی شهر نهاوند (بر حسب و به تفکيک محلات هفده گانه اين بافت تاريخی) از جنبه های مختلف و تا حدی که اطلاعات موجود و قابل استخراج بوده، مورد تحليل و ارزيابی قرار گيرد. تا اولاً شناخت کلی و عمومی از وضعيت کالبدی اين محدوده برای مديران و برنامه ريزان شهری حاصل شود و ثانياً محلات و محدوده های با کيفيت کالبدی نامطلوبتر و دارای اولويت از لحاظ برنامه ريزی و همچنين آسيب پذيرتر در برابر حوادث و بلايای طبيعی ( که يکی از عوامل عمده تخريب چنين بافتهايي می باشد) شناسايي و در اولويت برنامه ريزی قرار گيرند.
بطور كلي مهمترين اهداف مورد نظر اين تحقيق را مي توان در موارد زير خلاصه كرد:
الف- نياز به شناخت صحيح و کافی از وضعيت موجود به منظور نيل به برنامه ريزی صحيح و کارآمد در زمينة حفظ، مرمت، بهسازی و توانمد سازی بافتهای تاريخی و قديمی؛
ب- متفاوت بودن وضعيت کالبدی در محلات مختلف محدوده مورد مطالعه و نياز به شناسايي وضعيت کالبدی به تفکيک محلات؛
ج- عدم وجود تحقيقات و پژوهشهای کافی به منظور شناسايي وضعيت کالبدی محدوده های تاريخی شهرها بر اساس معيارهای کمی؛
د- تاريخی و قديمی بودن بخشی از بافت شهرهای کشور و نياز به ارائه روشهای مناسب و هماهنگ جهت تعيين وضعيت کالبدی آنها.

 

تعاريف، مفاهيم و اصطلاحات

بافت: مراد از بافت، گستره اي هم پيوند است که با ريخت شناسي هاي متفاوت طي دوران حيات شهري در داخل محدوده شهر و يا حاشيه آن در تداوم و پيوند با شهر شکل گرفته باشد. اين گستره مي تواند از بناها، مجموع ها، راه ها، فضاها، تأسيسات و تجهيزات شهري و يا ترکيبي از آنها تشکيل شده باشد.
فرسودگي: مراد از فرسودگي، ناکارآمدي و کاهش کارايي يک بافت نسبت به کارآمدي ساير بافتهاي شهري است. فرسودگي بافت و عناصر دروني آن يا به سبب قدمت و يا به سبب فقدان برنامه توسعه و نظارت فني بر شکل گيري آن بافت بوجود مي آيد، پيامد فرسودگي بافت که در نهايت به از بين رفتن منزلت آن در اذهان شهروندان منجر مي شود، در اشکال گوناگون از جمله کاهش و يا فقدان شرايط زيست پذيري و ايمني و نيز نابساماني هاي کالبدي، اجتماعي، اقتصادي و تأسيساتي قابل دريافت و شناسايي است.
بافتهاي كهن: بخشهايي از بافت‌هاي شهري را شامل مي‌شود كه حاصل ساخت و سازهاي قبل از سال 1300 هجري شمسي بوده و عمدتاً خود سازمان يافته هستند. اين بافتها علي‌رغم فرسودگيهاي كالبدي، نشان‌دهنده هويت تاريخي شهرها و داراي ارزشهاي مكاني، فضايي، تاريخي و اجتماعي هستند.
بافتهای فرسوده: بخشهايي از بافت‌هاي شهري كه كيفيت‌هاي كالبدي و كاركردي آنها كاهش يافته و مختل گرديده است. فرسودگي بر دو نوع است فرسودگي كالبدي و فرسودگي عملكردي هرگاه فعاليت‌ها وكاربري‌ها پاسخگوي نيازها باشند ولي كالبد آسيب ديده باشد و يا نظام فعاليت‌ها بهم ريخته و كاربريها مختل گردد ولي كالبد حفظ شده باشد فرسودگي نسبي است و اگر هر دو نوع فرسودگي حادث شود كامل است.
بافت ارزشمند تاريخي: «اين بخش محدوده‌اي بافت تاريخي را در بر مي‌گيرد كه ساختار و قسمت عمده‌ي اجزا و عناصر تشكيل‌دهنده‌ي آن اعم از ابنيه فضاها و گذرها دست‌نخورده باقي مانده و داراي ارزش تاريخي شهرسازي و معماري‌اند. در اينگونه بافتها ابنيه فضاها و عناصر واجد ارزش به صورت مجموعه‌ي به هم پيوسته‌اند و ساختار واحدي دارند. بازارها در اكثر بافت‌هاي تاريخي يا ميدان نقش جهان اصفهان و مجموعه پيرامون آن از اين جمله‌اند» (ابلقی، 1380، صص124-113).
بافت ناكارآمد: گستره‌هايي با كاربري نامتناجس و بخشهايي از شهر هستند كه كاربري موجود آنها با كاركرد شهري مغايرت دارد و سطح نسبتاً وسيعي را در گستره‌هاي شهري به خود اختصاص داده‌اند. از قبيل كارخانه‌ها و صنايع مزاحم، پادگان‌ها، زندانها، كارگاه‌هاي بزرگ، اراضي باير، ساختمانهاي متروك، گستره‌هاي طبيعي موجود مانند تپه‌ها، باغات، مسيل‌ها، رودخانه‌ها.
بافتهاي نابسامان و مسئله‌دار: بخشهايي از بافتهاي شهري را در بر مي‌گيرد كه بعد از سال 1300 هجري شمسي توسعه يافته و بدون برنامه قبلي يا با كيفيت نازل و بدون رعايت حداقل موازين معماري و شهرسازي ايجاد شده‌اند. اين بافتها به لحاظ اجتماعي هويتي، زيستي، منظري، كالبدي، اقتصاي و تأسيساتي دچار معضل هستند(شفائي، 1385، صص 11-6).
عوامل فرسودگي و تخريب بافتهاي شهري
بخشهاي قديمي شهرها، روزگاري مهمترين و بهترين محله هاي مسکوني شهرها بوده اند و اکنون نيز صدها عنصر با ارزش شهري در آنها وجود دارد. بازارها که قلب اقتصادي و اجتماعي شهر به شمار مي روند، در بافت قديمي شهرها داير هستند و هنوز در آنها جنب و جوش مردم، تراکم روابط اجتماعي، و سرزندگي فضاهاي عمومي و رفتارهاي مذهبي به چشم مي خورد. ليکن چند اتفاق مهم موجب فرسودگي و از کار افتادن بافت شهري در بخش قديمي شده است.
الف- تغيير سيماي مسکوني بافت قديمي به علت انتقال جمعيت اصلي از اين بخش به ساير بخشهاي شهر و جايگزيني گروههاي اجتماعي مهاجر و غيربومي، و همچنين فزوني تراکم سکونتي در واحد مسکوني.
ب- تغيير کاربري واحدهاي مسکوني به انبار و کارگاه، به دليل کمبود فضا در ناحية مرکزي شهري و ضرورت توسعة واحدهاي تجاري و خدمات جانبي.
ج- مشکلات دسترسي و تنگناهاي شبکة ارتباطي و تأسيسات زيربنايي.
عوامل اقتصادي، اجتماعي، حقوقي، کالبدي و مديريت و برنامه ريزي از مهمترين عوامل فرسودگي بافتهاي کهن شهري و ناحية مرکزي شهرها هستند. در اين ميان عامل كالبدي كه موضوع اصلي اين پژوهش مي باشد به اختصار توضيح داده مي شود.
 

عامل کالبدي

وضعيت کالبدي ابنيه بافتهاي قديمي و کهن، يکي از عوامل تخريب و فرسودگي به شمار مي رود. نوع مصالح ساختماني (خشت و گل) در ابنيه بافتهاي کهن به گونه اي است که مرمت مستمر و هميشگي اين ابنيه را ايجاب مي کند، اما عوامل اقتصادي، اجتماعي و حقوقي ياد شده، کار مرمت و نگهداري بخشهاي وسيعي از بافتهاي کهن را با دشواري رو به رو کرده است.
تراکم ساختماني در بافتهاي کهن که سبب فشردگي بافت و چسبيدگي واحدها شده است، امکان دخل و تصرف و مرمت در آنها را مشکل مي سازد و از آن گذشته، وجود معابر باريک و پر پيچ و خم نيز، حمل و نقل مصالح را با وسايل نقليه محدود مي کند.
بناهاي مخروبه و فرسوده بر بافتهاي همجوار اثر تخريبي مي گذارند و نه تنها سبب فرسودگي بيشتر بناهاي همسايه مي شوند بلکه ارزش سرمايه گذاري و نگهداري از آنها را نيز کاهش مي دهند.
"اگر به اين نکته توجه کنيم که به علت وجود اقشار مهاجر يا کم درآمد و بالا بودن هزينه نگهداري اين واحدها، نوع بهره برداري از آنها نيز در پايين تر ين سطح ممکن قرار مي گيرد، ضعف کيفي واحدهاي مسکوني آشکارتر مي شود" (ميرميران، 1375، ص 82).
خصوصيات معماري مسکن و ابنيه تجاري (بازار) که متناسب با روش معيشت و زندگي سنتي شکل گرفته اند، به سختي با شيوه هاي جديد زندگي و کار انطباق مي يابند، زيرا تغيير بنيادي در فضاهاي معماري امکانپذيرنيست.
شبکه معابر و دسترسيهاي امکان استفاده از اتومبيل را منتفي کرده در صورت عبور و مرور اتومبيل بناهاي فرسوده و ساخته شده از خشت و گل در بافت کهن صدمه مي بينند.
تأمين تأسيسات و تجهيزات شهري در بافتهاي قديمي و کهن، به دليل مشکلات ناشي از وضعيت معابر، با هزينه و زحمت بيشتر انجام مي پذيرد و به اقدامات ويژه اي نياز دارد که معمولاً از طرف نهادهاي مربوطه مراعات نمي گردد. اين مسائل، شرايط نامساعد فيزيکي در بافت کهن را تشديد مي کنند.
 

محدودة مورد مطالعه

بافت تاريخی شهر نهاوند محدوده ای به مساحت حدود 66 هکتار می باشد که تقريباً در بخش شرقی شهر واقع شده و مشتمل بر هفده محله تاريخی و قديمی می باشد.
از کل محدود 14/66 هکتاری بافت تاريخی شهر نهاوند، حدود 82/57 هکتار (حدود 4/87 درصد) مربوط به مساحت محلات هفده گانه بوده و مابقی نيز به مسيل بخش جنوب و جنوب شرقی محدوده مربوط می گردد. محله کوچه درازه با مساحت 72/7 هکتار (حدود 67/11 درصد) و محله قيصريه با مساحت 8/0 هکتار (حدود 1.21 درصد) به ترتيب بزرگترين و کوچکترين محلات محدوده از لحاظ مساحت می باشند
 

ارزيابی شاخصهای کالبدی مورد مطالعه

در اين پژوهش، با توجه به اطلاعات موجود و قابل استخراج در مورد وضعيت کالبدی محدودة مورد مطالعه، شاخصهای کالبدی و فيزيکی عمده و مهم که بررسی و مطالعة آنها می تواند بيانگر شرايط کالبدی بافت تاريخی و ابنية واقع در آن باشد، مورد ارزيابی قرار می گيرند. اين شاخصها عبارتند از:
- تعداد طبقات ساختمانها (وضعيت ارتفاعی بافت)؛
- وضعيت مالکيت ابنيه؛
- مصالح ساختمانی مورد استفاده؛
- عمر ساختمانها؛
- کيفيت ابنيه؛
- مساحت قطعات تفکيکی؛
- کاربری اراضی.
با توجه به اطلاعات كالبدي استخراج شده در رابطه با شاخصهاي كالبدي فوق الذكر، وضعيت محلات بافت قديم شهر نهاوند از لحاظ هر يك از شاخصهاي فوق به شرح جدول زير مي باشد.
جدول شماره 2 – وضعيت محلات بافت قديم شهر نهاوند از لحاظ شاخصهاي كالبدي مورد مطالعه
شاخصهاي كالبدي وضعيت مطلوبيت
مطلوب متوسط نامطلوب
تعداد طبقات دو خواهران، کوچه درازه، قلعه، راسته سيدان، راسته ميرزا آقا هفده شهريور، باغچه علی بخش، پای قلعه، گلشن، قيصريه، چشمه عتی آباد، شريعتی امام زاده مهدی، سرداب، بازار، آزادگان، ابوذر
مصالح ساختماني هفده شهريور، امام زاده مهدی، بازار، آزادگان، ابوذر، قيصريه، شريعتی باغچه علی بخش، سرداب، پای قلعه، گلشن، راسته سيدان، راسته ميرزا آقا دو خواهران، کوچه درازه، قلعه، چشمه عتی آباد
عمر ساختمانها آزادگان، هفده شهريور، امام زاده مهدی سرداب، بازار، پای قلعه، گلشن، ابوذر، قيصريه، راسته سيدان، شريعتی دو خواهران، کوچه درازه، باغچه علی بخش، قلعه، چشمه عتی آباد، راسته ميرزاآقا
كيفيت ابنيه هفده شهريور، امام زاده مهدی سرداب، بازار، گلشن، آزادگان، ابوذر، قيصريه، شريعتی دو خواهران، باغچه علی بخش، کوچه درازه، قلعه، پای قلعه، چشمه عتی آباد، راسته سيدان، راسته ميرزاآقا
مساحت قطعات تفكيكي هفده شهريور، ابوذر، راسته ميرزا آقا امام زاده مهدی، کوچه درازه، سرداب، بازار، گلشن، آزادگان، قيصريه،
چشمه عتی آباد، شريعتی، راسته سيدان دو خواهران، باغچه علی بخش، قلعه، پای قلعه

از لحاظ تركيب كاربريها، از کل مساحت محدوده مورد مطالعه (به استثنای شبکه معابر) کاربری مسکونی، حدود 12.8 درصد مربوط به کاربري تجاری، حدود 4.9 درصد مربوط به کاربری های خدماتی و حدود 6.9 درصد نيز مربوط به ساير کاربريها (حمل و نقل، کارگاهی، انبار و باير) می باشد. بنابراين با يک نگاه کلی به درصد های فوق الذکر، کمبود شديد سطوح خدماتی در محلات مورد مطالعه کاملاً مشهود می گردد. زيرا تنها حدود 4.9 درصد کاربريها مربوط به سطوح خدماتی می باشد که از اين ميزان نيز حدود 2.2 درصد مربوط به کاربری مذهبی (عمدتاً شامل مساجد و حسينيه ها) می باشد که در صورتی که سهم کاربری مذهبی را از کاربريهای خدماتی کم کنيم، سهم سطوح مربوط به کاربريهای خدماتی به حدود 2.7 درصد کاهش می يابد که نشان دهندة کمبود شديد سطوح خدماتی در محدودة بافت تاريخی شهر می باشد. بيشترين سهم کاربريهای خدماتی مربوط به محله باغچه علی بخش (حدود 18.5 درصد) بوده و محلات هفده شهريور، سرداب و قلعه فاقد سطوح خدماتی می باشند.
 

جمع بندي و نتيجه گيري

در بخشهای قبلی، وضعيت کالبدی بافت تاريخی شهر نهاوند و محلات هفده گانه آن از لحاظ هر يک از شاخصهای کالبدی (کيفيت ابنيه، تعداد طبقات، متوسط مساحت قطعات تفکيکی، نوع مصالح ساختمانی، عمر ساختمانها، کاربری اراضی و نوع مالکيت) بطور جداگانه مورد مطالعه قرار گرفت و ريز پهنه بندی و پهنه بندی مطلوبيت يا نامطلوب بودن اين محلات از لحاظ هر يک از شاخصهای پيش گفته صورت گرفت. در اين بخش، شاخصهای فوق الذکر به صورت ترکيبی مطالعه شده و وضعيت کالبدی اين محلات به طور کلی تعيين می شود. لذا بدين منظور از روش موريس که يکی از جديدترين و کاربردی ترين روشها برای درجه بندی و طبقه بندی مکانها (آسايش و استعلاجی، 1382، ص 147) از جنبه های مختلف می باشد، استفاده شد. شاخصهای مورد استفاده اين تکنيک در اين مطالعه که همگی از شاخصهای مثبت انتخاب گرديده، عبارت بودند از: «سهم ساختمانهای يک طبقه، سهم ساختمانهای نوساز يا پا برجا، سهم قطعات با مساحت بيش از 200 مترمربع، سهم ابنيه با مالکيت خصوصی، سهم سطوح کاربريهای خدماتی، سهم ساختمانهای با عمر کمتر از 10 سال و سهم ساختمانهای با مصالح بادوام».
امتياز بدست آمده از مدل موريس برای هر مکانی (در اين تحقيق منظور محلات می باشد) بين صفر و 100 متغيير می باشد که هرچه به صفر نزديکتر باشد نشان دهندة وضعيت نامطلوب و هرچه به 100 نزديکتر باشد نشان دهندة وضعيت مطلوب می باشد. بررسی کلی و ترکيبی شاخصهای فوق الذکر در سطح محلات هفده گانه بافت تاريخی شهر نهاوند با استفاده از روش طبقه بندی موريس، وضعيت مطلوبيت و نامطلوبيت کالبدی هر يک از اين محلات را مشخص نمود که پهنه بندی مطلوبيت کالبدی محلات به شرح جدول شماره 3 می باشد:
 

جدول شماره 3- پهنه بندی وضعيت مطلوبيت محلات هفده گانه بافت تاريخی از لحاظ کل شاخصهای مورد مطالعه با استفاده از روش موريس
دامنه امتياز وضعيت نام محلات
40-0 نامطلوب کوچه درازه، باغچه علی بخش، سرداب، قلعه، پای قلعه، گلشن، چشمه عتی آباد
70-41 متوسط 17 شهريور، امام زاده مهدی، دو خواهران، بازار، آزادگان، ابوذر، قيصريه، راسته سيدان، شريعتی، راسته ميرزا آقا
100-71 مطلوب -

همانطور که جدول شماره 3 نشان می دهد، هيچ کدام از محلات بافت تاريخی شهر نهاوند از لحاظ کالبدی در وضعيت مطلوبی قرار ندارند و نياز به برنامه ريزی جهت بهسازی، نوسازی و توانمد سازی همه اين محلات از لحاظ کالبدی وجود دارد. اما وضعيت در محلات کوچه درازه، باغچه علی بخش، سرداب، قلعه، پای قلعه، گلشن و چشمه عتی آباد نامطلوبتر از ساير محلات بوده و اين محلات در اولويت اول جهت برنامه ريزی های کالبدی قرار دارند
قسمتهای شمال، شمال شرق و شرق بافت تاريخی شهر نهاوند از لحاظ کالبدی نامطلوبتر از ساير محلات می باشد، هر چند که هيچکدام از محلات اين محدوده وضعيت کالبدی مطلوبی نداشته و عمدتاً جزو بافتها و محلات فرسوده محسوب می شوند که سازمانها و نهادهای مديريت شهری بايد نسبت به بهسازی کالبدی و توانمندسازی عملکردی اين محدوده همت گمارند.



منابع و مآخذ

1- ابراهيمی کارگر شيرازی، آزاده و عابدزاده، علی؛ معاصر سازی بازار سرشور مشهد؛ نخستين کنگره بين المللی طراحی شهری (چکيده مقالات)، انتشارات يادآوران، 1385.
2- ابلقی، عليرضا؛ بافت تاريخی، حفاظت، مرمت، بهسازی يا نوسازی؟!؛ مجله هفت شهر، شماره 4، سال دوم، تابستان و پاييز 1380.
3- ابلقی، عليرضا؛ مديريت بحران و وضعيت لرزه خيزی؛ مجله هفت شهر، شماره 18 و 19، سال پنجم و ششم، سال 84-1383.
6- آسايش، حسين و استعلاجی، عليرضا؛ اصول و روشهای برنامه ريزی ناحيه ای (مدلها، روشها و فنون)؛ دانشگاه آزاد اسلامی – واحد شهرری، 1382.
7- اسماعيل زاده، حسن؛ مديريت شهری و ساماندهی بافتهای شهری تاريخی؛ نخستين کنگره بين المللی طراحی شهری (چکيده مقالات)، انتشارات يادآوران، 1385.
17- شفائی، سپيده (مهندسين مشاور شاران)؛ راهنمای شناسايي و مداخله در بافتهایئ فرسوده (مصوب شورای عالی شهرسازی و معماری ايران – خرداد 1384)؛ انتشارت شرکت ايده پردازان فن و هنر، 1385.
28- ميرميران، سيدهادی؛ گهر شاختن در صدف خويش؛ مجلة معماری – شهرسازی، دورة ششم، شماره 3 و 4، شهريور 1375.