سيستم حمل و نقل ريلي مشهد

 

مهندس محمد حسن اكبرزاده ابراهيمي

مدير شهرسازي و معماري سازمان مسكن و شهرسازي استان خراسان رضوي

 

سيستم حمل ونقل ريلي مشهد
روند توسعه سيستم هاي حمل و نقل شهري در بسياري از كلانشهرها ي جهان مبين تغيير نگرش هاي مديريتي و توليد دانشي و رويكردي جديد در جهان بوده است . اين تغيير نگرش ها كه مبتني بر عوامل عديده اي خصوصا توسعه و پيشرفت فناوري در عرصه سيستم هاي حمل ونقل بوده توانسته است مشكلات بسياري از نقاط پر ترافيك و مسئله دار را برطرف و بافت مناسب و انساني را براي ساكنان آن فراهم آورد .
تغيير در نگرش هاي برنامه ريزي شهري و حمل ونقل در دهه هاي 80 - 1970 و شكل گيري الگو هاي مشاركتي - دمكراتيك منجر به اين گرديد كه متفكرين سيستم هاي حمل و نقل عمومي به بازنگري روش هاي برنامه ريزي حمل ونقل بپردازند و الگوي مبتني بر توسعه شبكه هاي حمل ونقل به سمت ترويج الگوي مشاركت جمعي در حمل و نقل بينجامد در اين نگرش ها مفاهيم كميت تبديل به مفاهيم كيفي رضايت مردم گرديد . اين الگوهاي توسعه حمل و نقل همگاني و مديريت سيستم در بسياري از كلانشهر هاي دنيا منجر به كاهش فشار خودروها به روي بخش هاي ويژه و حساس شهر گرديد . بافت تاريخي وقديمي و مركزي شهرها به عنوان آسيب پذير ترين بخش در شهر بيشتر مورد توجه برنامه ريزي قرار مي گيرند . تجربيات موجود نيز بيانگر حساسيت اين بخش و برنامه ريزي اين بخش از شهرها به صورت ويژه است . فكر مي كنم مثالي در اين خصوص ميتواند موضوع را روشن نمايد .


در شهر مشهد بافت اطراف حرم مطهر بيشترين مخاطبين را به خود اختصاص مي دهد با توجه به ترافيك حاصل و شلوغي اين بخش از شهر دو نوع سياست گذاري از سوي مديريت پيشنهاد مي گردد :
1- ايجاد پاركينگ هاي بزرگ و متناسب و كافي براي خودروها تا با ايفاي نقش جمع كننده اتومبيل ها از سطح حاشيه خيابانها با حذف پاركينگهاي حاشيه اي خيابانها باعث رواني ترافيك گردد .
2- ايجاد و توسعه خطوط قطارشهري و تراموا براي اين مسيرها
در اين دو نوع سياست - در شيوه و روش اول تصميم گيري موجب توسعه و افزايش ظريب مالكيت خودروهاي خصوصي شده و تداوم و گسترش حضور اين خودروها را در منطقه بدنبال خواهد داشت در صورتيكه در شيوه نگرش دوم مباني نظري تصميمات مبتني است بر ايجاد و گسترش حمل ونقل عمومي كارآمد و توسعه فرهنگ استفاده از وسايل حمل ونقل عمومي و حركت در جهت كاهش نياز به استفاده از خودرو شخصي در بخش مركزي . از اين شيوه ها فنون و راه حل هاي حمل ونقلي در ادبيات مربوطه بسيار وجود دارد كه در بخش مستقلي ميتواند بصورت جداگانه مورد بحث و بررسي قرار گيرد .
شهر مشهد بعنوان يك كلانشهر در چندين دهه گذشته به دلايل عديده اي كهئ مجال بحث آن نيست بصورت طولي و به موازات دو رشته كوه بينالود و هزار مسجد از سمت جنوب شرقي و بيشتر از سمت شمال غربي توسعه يافته است . توزيع جمعيت در بخشهاي مختلف شهر متفاوت بوده و الگوي هاي زيستي مردم نيز متفاوت و متنوع است . در اينگونه شهرها برخورد با مباحث حمل ونقل عمومي شهري بايستي نبتني بر پاسخگويي به نياز ساكنان آن باشد . گروههاي جمعيتي موجود در اين شهرها از طبقه بندي اجتماعي - اقتصادي متفاوتي برخوردار هستند و الگوهاي كار - مسكن نيز در بخش هاي مختلف شهر متفاوت است . مباني نظري مديرت سيستم حمل ونقل شهري بايد توانايي پاسخگويي و رفع نيازمندي هاي گروههاي جمعيتي پيش گفته را داشته و تمامي شهر را پوشش دهد . به نظر مي رسد كه الگوي شيوه حمل ونقل فعلي مشهد بر اساس تمركز شكل گرفته و به توزيع آن خيلي توجه نشده است . در بسياري از كشور ها ي مشابه الگوي استفاده از سيستم هاي قطار شهري مبتني بر طراحي شبكه هاي منفصل قطار شهري و توزيع جمعيت استوار است بگونه اي كه الگوي شبكه قطارشهري به صورت مسير شبكه اي و ستاره اي به توزيع تمركز مي انجامد .
از طرف ديگر با توجهبه طرح مجموعه شهري مشهد كه در تعاريف ارائه شده از رابطه مستمر و فزاينده مناطق طرح مجموعه شهري بحث گرديده است به نظر مي رسد كه قطار شهري در فضاي شهري مشهد بايستي بتواند رويكردي دو سويه براي رابطه شهر چناران و استقرار كارگاهها و واحدهاي صنعتي در محور آن و اسقبال مسافران و ساكنان شهر مشهد از اين مكانهاي توريستي خصوصا پهنه هاي گردشگري طبيعي طرقبه و شانديز و وجود شهر جديد فرهنگي و دانشگاهي گلبهار و منطقه تاريخي و فرهنگي توس و منطقه صنعتي شهر جديد بينالود و مصوبه قطار شهري اين مسيرها با تقويت محجور شمال و شرق و جنوب و پهنه هاي صنعتي اين بخش ها جملگي مبيت اين نكته است كه مجموعه شهري پويا بوده است .

قطار شهري
روند توسعه شهري مشهد و گسترش شهر به سمت غرب و شمال در دشت مشهد به صورت خطي منجر به جهت گيري شهر به سمت مناطق و استقرار جمعيت در پهنه هاي جديد شهري شده است اين پهنه ها كه به شدت در حال گسترش است با توجه به كمبود سطح خدمات موجود در آنها منجر به بروز مشكلاتي نيز در عرصه حمل ونقل شده است و تمركز بر روي محور هاي دروني شهر مشهد و عدم توجه به توسعه متناسب محورهاي ديگر در عرصه توسعه شهري منجر به تمركز بيشتر به روي كانون جمعيتي داخل شهر خواهد گرديد . تجربه ساير كشور ها ي آسيا مانند دهلي آنكارا هنگ كنگ و كوالالامپور در توسعه قطارشهري مبين توزيع شبكه به صورت ستاره اي در محور هاي مختلف شهر است . در واقع مجموعه مطالعات در مجموعه شهري مشهد علاوه بر تاكيد بر طراحي مسير هاي درون شهري مشهد و شهر هاي اطراف بايستي در فكر تلفيق سطوح سيستم حمل ونقل مجموعه شهري با خطوط درون شهري و ايجاد شبكه حمل و نقل عمومي و فراگير باشد .
شهر مشهد به دليل توزيع جمعيت در محلات مختلف و تفاوت اساسي كه در نظام سكونتگاه دارد نيازمند مطالعات ويژه استقرار خطوط و ايستگاههاي قطار شهري بر اساس هسته هاي مسكوني و متراكم است . نقش ايستگاهها و مسير ها به روي توسعه سكونتگاه بسيار سريع بوده و منجر به توسعه بافت مسكوني مي گردد و و به دنبال استقرار هسته هاي مسكوني و نياز جمعيت ساكن به خدمات تجاري بافت داراي رونق براي استقرار ساير كاربري ها مي گردد . طي چند سال گذشته توسعه بافت قاسم آباد و شكل گيري سريع مناطق تجاري در چهار راه مخابرات بيانگر اين الگوي زماني استقرار است . لذا هر گونه طرح ريزي در خصوص قطارشهري بايستي مبتني بر الگوي توزيعي و تمكركزي باشد .
بعنوان چشم انداز نهايي اعلام ميگردد كه سيستم حمل ونقل ريلي مشهد بايستي علاوه بر ارائه خدمات در سطح شهر در انديشه تلفيق خود با سيستم حمل ونقل ناحيه مشهد نيز باشد در واقع در كل ناحيه نياز به يك شبكه زنجيره اي به هم پيوسته قطار سبك شهري است .