شهرسازي در ايران

 

 

اگر چه شهرسازي پديده‌اي نوظهور نيست و از آغاز شهرنشيني انسان و روي آوردن او به تمدن وجود داشته است،‌اما اصطلاح شهرسازي نخستين بار در سال 1876 ميلادي با انتشار كتاب آلماني « شهرسازي» توسط رينهارد بومستر به كار گرفته شد. شهرسازي به مفهوم جديد آن در زبان انگليسي از سال 1909 متداول شد و در فرانسه كلمه « اوربانيسم» از سال 1910 ميلادي به بعد معمول شد. در ايران ، با تشكيل شوراي عالي شهرسازي و معماري در سال 1346 ، شهرسازي وارد امور اجرايي كشور گرديد.

مفهومي كه از واژه شهرسازي در اذهان عموم مردم متبادر مي شود عبارت است از طرح خيابانها، استقرار ساختمانها ، بوستانها و فضاهاي عمومي ، اما لوئيس‌كيبل  در كتاب « اصول نظري و عملي شهرسازي» اين مفهوم را چنين تعريف كرده است : « علم و هنر نظم دادن به كاربري زمين و استقرار ساختمانها و جاده‌هاي ارتباطي ، آن چنانكه حداكثر قابليت عملي بودن از لحاظ اقتصادي را داشته باشد و آسودگي و زيبايي را تأمين كند » (كتاب سبز ، جلد اول ، 1378).

شهرسازي به مفهوم ساختن شهر در هدايت و نظارت بر توسعه كالبدي آن، حرفه‌اي ميان رشته‌اي است، بدين مفهوم كه اين رشته در كانون رشته‌هايي كه به صورت كار جمعي (Team Work)  به شهرسازي مي‌پردازند، قرار گرفته است.

 

گرايش هاي شهرسازي
جايگاه برنامه ريزي و طراحي شهري در نظام برنامه ريزي ايران
آرمان شهر در انديشه ايراني
انديشه آرمانشهري در ادوار مختلف
ساختار كالبدي ورجمكرد
اصول طراحي فضاهاي شهري در ايران