|
|
|
|
شهرسازي در ايران |
|
|
|
|
|
اصول طراحي فضاهاي شهري در ايران طراحي در شهرهاي ايران ، بخشهاي قديمي يا دروني ، بخش مياني، بخش جديد و كل مجموعه شهري را شامل ميشود. از اين ميان ، در بخشهاي قديمي (دروني) و تا حدي مياني، اصول سازماندهي فضا بيشتر ديده ميشود. اين اصول عبارتند از : اصل پيوستگي فضايي، اصل هم پيوندي واحدهاي مسكوني و عناصر شهري، اصل محصور كردن فضا، اصل مقياس و تناسب، اصل فضاهاي متباين ، اصل قلمرو و اصل تركيب (توسلي ، 1369).
عناصر شهري، محله اي و يا واحدهاي مسكوني به طور معمول، عناصر محصور كننده فضا ميباشند. براساس اين اصل، انسان مهمترين ركن فضا محسوب ميشود و فضا بايد مقياس انساني يابد. اين اصل هنگامي نمود مييابد كه فضاي بين ساختمانها احساس انساني را برانگيزد. محصور بودن فضايي با پيوستگي بدنه محصور كننده فضا ارتباط دارد، بدين مفهوم كه وجود فواصل متعدد بين بدنه ساختمانها و اختلاف فاحش بين نماها موجب تضعيف فضاي محصور ميگردد.
ورجمكرد علاوه بر اينكه نخستين آرمانشهر ايراني است، تنها شهري است كه به وجه كالبدي آن در منابع مختلف توجه بيشتري شده است. ورجمكرد ، نام پناهگاهي زيرزميني و بزرگ است كه «جم» يا جمشيد به فرمان اهورامزدا آن را به شيوهاي كه بندبند آن درونديداد اوستا مشخص شده ، بنا كرد تا در برابر تغييرات جوي آينده و زمستان سخت و كشنده اي كه در راه بود، مردمان و جانوران به آن پناه جويند. در اين نوشته ، از سوي اهورامزدا طرحي به جمشيد دستور داده شد كه ميتوان آن را يكي از كهنترين نمونههاي شهرسازي در فرهنگ بشري دانست. پروفسور مري بويس معتقد است كه طرح و ساختمان «ور» جمشيد معمايي است كه گشوده نشده است اما در تحقيقي با عنوان « انديشه شهرسازي در نخستين شهر اسطورهاي ايران » سعي در گشودن اين معما ميشود (سعيدنيا ، 1374).
در اين تحقيق نخست احكام مندرج در داستان جمشيد در اوستا استخراج و سپس فرضيات مربوط به هر يك از احكام ارائه ميشود، آن گاه گزينههاي مختلفي براي ترسيم احكام و فروض طرح ميگردد و در نهايت نيز از احكام يا فروض نتيجهگيري ميشود. پس از مراحل فوق الذكر، از نتيجه گيريهاي مختلف جمع بنديهايي به عمل مي آيد و نقشه احتمالي آبادي نخستين « ورجمكرد » ترسيم ميشود. در تحقيق مذكور يازده حكم كالبدي استخراج شده است و براي هر حكم فروض و نتايجي ارائه شده اما در اينجا تنها به احكام اشاره شده و استنتاجات كالبدي ناشي از احكام مطرح مي گردد : حكم اول : فضاي شهر چهارگوش (مربع) و هر چهار ضلع آن با يكديگر برابر باشد. حكم دوم : زمين به سه قسمت تقسيم شود. حكم سوم: مجموعاً 18 گذرگاه در شهر ايجاد شود، به طوري كه 9 گذرگاه در بالاي شهر، 6 گذرگاه در وسط، و 3 گذرگاه در پايين شهر ايجاد گردد. در اينجا گذرگاه همان محله فرض شده است و اين امر يعني استنباط محله از گذرگاه يا خيابان در برخي منابع ديگر نيز آمده است (ورجاوند، 1371). احكام چهارم و پنجم، اندازه جمعيت و آبادي و نحوه توزيع آن را در سه بخش مشخص كرده است . در اين آبادي مجموعاً 900/1 زوج (خانوار) اسكان مي يابند كه از اين تعداد 000/1 زوج در قسمت بالا، 600 زوج در قسمت ميانه و 300 زوج در قسمت پائين ساكن ميشوند.
حكم ششم نيز به ايجاد آبراهه و جاري ساختن آب در آن اشاره دارد. حكم هفتم درخصوص وجود باغهاي هميشه سبز و خرم مي باشد و حكم هشتم به وجود يك « در» يا « ورودي» براي دريافت نور اشاره ميكند. حكم نهم وضعيت خانه ها را مشخص كرده است، بدين مفهوم كه خانه هايي بلند، داراي بالاخانه و در و پنجره و ايوان كه به هر گشوده شود، پيرامون آن نيز حياط قرار گيرد و داراي چشم انداز باشد.
حكم دهم اندازه هر ضلع را مشخص ميكند كه به طول يك « اسپريسي» يا يك ميدان اسب است. اندازه يك ميدان اسب ، 230 متر تا يك فرسنگ محاسبه شده است. در نهايت در حكم يازدهم آمده است كه اندازه ها در متن اوستا برحسب گام شمرده ميشود. با توجه به احكام، فرضيات و نتايج تحقيق، ساختار كالبدي نخستين شهر قوم آريايي مندرج در اوستا، چنين توصيف شده است : «ورجمكرد» شهري است به شكل مربع چهار ضلعي با اضلاع برابر، كه اندازه هر ضلع آن به اندازه يك ميدان اسب « اسپريسي» و برابر 008/1 گام مي باشد. محيط شهر 032/4 گام، و مساحت آن در حدود 000/000/1 گام است. جمعيت شهر در آغاز بنيانگذاري به وسيله «جم» 900/1 خانوار دو نفري يا 800/3 نفر است. جمعيت شهر در سه بخش در قسمت بالا، ميانه و پائين شهر برحسب سه طبقه اجتماعي روحانيان، سپاهيان و مردم (كشاورزان و گلهداران) توزيع شده اند. جمعيت كشاورزان و گله داران 000/1 خانوار يا 000/2 نفر است كه در قسمت بالاي شهر در 10 واحد همسايگي يا محله اسكان يافتهاند و جمعيت سپاهان 600 خانوار يا 200/1 نفر كه در قسمت مياني شهر در 6 واحد همسايگي سكونت دارند. 300 خانوار روحاني با 600 نفر جمعيت در قسمت پائين شهر مستقر شدهاند. شهر داراي سه محله بزرگ و 19 زير محله (واحد همسايگي) است. در هر زير محله، 100 خانوار يا 200 نفر جمعيت زندگي مي كنند.
الگوي كالبدي شهر داراي طرح هندسي، منظم با گذرگاههاي موازي است. 18 گذرگاه استخوانبندي كالبد شهر را مي سازند. يك آبراهه عريض عمود بر گذرگاهها، سراسر شهر را طي مي كند و مانند آب پخشان بزرگي ، شعبههايي از آن در گذرگاهها جاري شده است و خيابانهاي مشجر با نهر آب پديد ميآيد. فضاي گسترده پيرامون آبراهه به عرض 50 گام از هر طرف به فضاي سبز و باغهاي خرم پرميوه اختصاص داده شده است. مدخل آبراهه از محلي كه آب وارد باروي شهر ميشود، تنها « در» يا «روزن» بارو يا به عبارتي ديگر، تنها ورودي شهر را پديد مي آورد. در انتهاي آبراهه (نقطه مقابل ورودي باروي شهر) در محوطهاي خالي بين آخرين رديف خانهها در بخش مسكوني روحانيان ، فضايي قرار دارد كه شايد مكان آتش هميشه روشن باشد (البته چنين حكمي در ونديداد وجود ندارد و اين نكتهاي است كه بايد بيشتر تحقيق شود.)
خانهها در رديف منظم در
كنار گذرگاهها مستقر شدهاند. هر خانه به اندازه 324=18 |
|